السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
143
جواهر البلاغة ( فارسى )
أين ، انّى ، كم و اىّ . و تنقسم بحسب الطلب الى ثلاثة أقسام : ( الف ) ما يطلب به التّصورّ تارة و التصديق تارة اخرى و هو الهمزه . ( ب ) و ما يطلب به التّصديق فقط و هو هل . ( ج ) و ما يطلب به التّصوّر فقط و هو بقيّه ألفاظ الاستفهام الآتية : استفهام ، از حيث طلب ، سه گونه است : الف : همزه كه گاهى براى طلب تصور و گاه براى طلب تصديق به كار مىرود . ب : هل كه تنها براى طلب تصديق ، استعمال مىشود . ج : باقى ماندهء ادات استفهام ، كه تنها براى طلب تصور به كار مىآيد . الهمزة يطلب بالهمزة أحد أمرين : تصوّر أو تصديق . ( الف ) فالتّصوّر هو إدراك المفرد نحو : أعلى مسافر أم سعيد تعتقد أنّ السّفر حصل من أحدهما و لكن تطلب تعيينه « 1 » . و لذا يجاب فيه بالتّعيين ، فيقال سعيد : مثلا . [ همزه ] با همزه ، يكى از دو چيز ، خواسته مىشود : 1 - تصور . 2 - تصديق .
--> ( 1 ) . إدراك مفرد ، يعنى : دريافت واقع نشدن نسبت ، مانند ادراك موضوع تنها يا هردو با هم يا ادراك نسبتى كه مورد ايجاب يا سلب است . بنابراين ، استفهام از تصور ، هنگامى است كه متكلم ، در تعيين يكى از دو چيز ترديد دارد . نكته : پس از همزه ، گاهى ام متصلهء معادله ذكر مىشود و گاه با توجّه به ماقبلش حذف مىگردد . نكته : همزه ، تنها در كنار مستفهم عنه در مىآيد يعنى در كنار چيزى كه مورد پرسش قرار گرفته است . نكته : مفرد ، همانگونه كه مىتواند اسم باشد فعل نيز قرار مىگيرد مانند : « أتنتهى عند هذا الحد أم تتمادى » . آيا اينجا كار را به پايان مىبرى يا ادامه مىدهى ؟ نكته : استفهام از تصديق ، استفهام از نسبتى است كه ذهن ، در ثبوت يا نفيش ترديد دارد . توضيح : همزه دو استعمال دارد : گاهى شناخت مفرد با آن خواسته مىشود و گاه شناخت نسبت . به شناخت مفرد ، تصور و به شناخت نسبت ، تصديق گفته مىشود . و بدان كه همزهء استفهام چه در معناى حقيقى و چه در معناى غير حقيقى به كار رود ، مقصود آن چيزى است كه پهلوى همزه واقع شده است . خواه اسم باشد و خواه فعل . پس اگر گفتى : « أسافر الامير » شك در سفر است و اگر گفتى : « أسعد سافر » سفر ، حتمى فرض شده و سؤال از شخص مسافر است .